تبليغاتX
تا مبارزه هست ما هستیم...

تا مبارزه هست ما هستیم...
 
وبلاگ اعضای انجمن اسلامی دانشکده شریعتی
تنها چندروز باقیست......
چیزی باقی نمانده تا عمر سال 90 نیز به پایان برسد زمستان هم نفس های آخر خود را می کشد این سال هم گذشت و باز آن مهمان ناخوانده آن یوسف گمگشته بازنگشت . چندیست با خود تکرار می کنم دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست /شنیده ام که می آید کسی به مهمانی .....؟ ای کاش امسال عید مولایمان مهمان خانه هایمان باشد.....
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1390 توسط ح.دیندوست
سلام به همه ی دوستان عزیز و یاران قدیمی

مناظره انتخاباتی آقایان محجوب و نادران امروز در آمفی تئاتر فاز یک دانشگاه به همت انجمن اسلامی و بسیج دانشجویی برگزار شد و با استقبال پر شور دانشجویان روبه رو گردید . انشالله برای دوستانی که تمایل دارند که از جزئیات این مناظره مطلع شوند فایل تصویری آن برروی وبلاگ انجمن قرار خواهد گرفت

منتظر اخبار بعدی انجمن باشید


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1390 توسط ح.دیندوست

سلام به همه دوستان عزیز.این بار هم دست پر اودیم هرچند دیر اما با کلی خبر دست اول .با شروع ترم جدید انجمن اسلامی داشگاه شریعتی اولین برنامه خود را برگزار می کند :اول اینکه  به همت بسیج و انجمن اسلامی مناظره ی انتخاباتی بین دونامزد محترم جناب آقای نادران و جناب آقای محجوب در روز 1شنبه مورخ 7/12/1390 برگزار خواهد شد  دوم اینکه نشست انتخاباتی با حضور سرکار خانم الهیان در روز 3 شنبه مورخ 9/12/1390 برگزار خواهد شد. سوم اینکه دبیر جدید انجمن معرفی و معارفه گردید و در آخر اینکه انشاالله بعد از رفع مشکلات انجمن این بار تازه نفس از راه رسیده و کلی برنامه خواهیم داشت و بعد از مدتی طولانی وبلاگ انجمن  به روز رسانی خواهد شد  منتظر اخبار بعدی انجمن باشید ................5/12/1390. نویسنده :ز. ط  
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ششم اسفند 1390 توسط ح.دیندوست
به نام خدا

هفتم اردیبهشت ماه 1390 اولین مراسم به همت انجمن اسلامی در دانشکده شریعتی برگزار گردید؛ در این مراسم تحت عنوان "آتیش زدن جیگر" با موضوعیت "آدم شدن" ، "حاج آقا محمدی" ایراد سخنرانی فرمودند. از آنجایی که این مراسم با استقبال زیاد دانشجویان همراه بود، از حاج آقا درخواست گردید برنامه‏هایی رو در آینده برای دانشجویان درنظر بگیرند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 توسط ح.دیندوست

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال
عید سعید نوروز و فرا رسیدن بهار و سال نو را به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور و همچنین به همه‌ی ایرانیانی که در کشورهای دیگر، در سراسر جهان ساکن هستند و همچنین به ملتهای دیگری که برای نوروز ارزش و احترام قائل هستند، تبریک عرض میکنم. بخصوص تبریک میگویم به افراد و خانواده‌هائی که در خدمت کشور، در خدمت انقلاب و در خدمت نظام قرار دارند؛ خانواده‌ی شهیدان عزیز، جانبازان و خانواده‌های آنها، خانواده‌ی مأمورانی که در این روزها که همه در خانه‌های خود مجتمعند، آنها سر کارهای حساس و مهم خود حضور دارند و از حضور در خانواده‌های خود محرومند. امیدوارم به فضل و رحمت الهی ان‌شاءالله ملت ایران سال شاد و سرشار از برکت و نعمت را در پیش داشته باشند و در همه‌ی میدانها موفق و سربلند و پیروز باشند.
البته حوادث تلخی که در برخی از کشورها نسبت به مردم انجام میگیرد ـ در بحرین نسبت به مردم عزیز آنجا، در یمن، در لیبی ـ عید را بر ما گوارا نمیکند و مانع از این است که انسان شادی عید را بتمامه احساس کند. امیدواریم خداوند متعال برای این ملت‏ها ـ ملت بحرین، ملت یمن، ملت لیبی ـ فرج عاجلی برساند و دشمنان ملتها را با عقوبت خود مجازات کند.
عید نشانه‌ی حرکت طبیعی انسان در طول سال و ماه و روز و شب است و چون این حرکت باید به سمت کمال و تعالی باشد، هر عیدی یک مقطعی است برای اینکه انسان بتواند یک مرحله‌ی جدیدی را آغاز کند. ما ملت ایران به توفیق الهی و به فضل پروردگار در سال 89  توانستیم کارهای بزرگی را  انجام دهیم. ما سال 89 را به نام «سال همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری کردیم. خوشبختانه در سرتاسر سال، این شعار تحقق عملی پیدا کرد. میتوانم ادعا کنم که یکی از شعارهائی که در طول این سالها بیشترین بهره را از توجه مردم و مسئولان و عمل آنها و انطباق وضعیت کشور با خود دارا بود و برد، همین شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» بود، که واقعاً ملت و دولت خوشبختانه در این کار، در این حرکت سالیانه، همت مضاعف و کار مضاعف را نشان دادند. ما در زمینه‌های اقتصادی، در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌ی حضور عظیم و پرشکوه مردم در عرصه‌های مختلف سیاسی و انقلابی، در عرصه‌ی علم و فناوری و در عرصه‌ی سیاست خارجی، در بخشهای مختلف، خوشبختانه کارهای بزرگی را شاهد بودیم که هم مسئولین کشور، قوه‌ی مجریه، قوه‌ی مقننه و قوه‌ی قضائیه انجام دادند؛ بخصوص قوه‌ی مجریه در این دورانِ یکساله کارهای بزرگی را انجام دادند که از جمله‌ی آنها همین مسئله‌ی حساس و بزرگ هدفمندی یارانه‌ها‌ست، که این کار بزرگ را شروع کردند و امیدواریم ان‌شاءالله با موفقیت کامل این کار به انجام برسد.
 آنچه که من از مجموع احساس میکنم، این است که  کشور ما بحمدالله در جاده‌ی پیشرفت و تعالی حرکت خوبی را آغاز کرده است. البته این حرکت که روز‌به‌روز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاشهای مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است؛ اما خوشبختانه این حرکت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا کرده است. مثلاً در عرصه‌ی تولید علم، طبق آمارهائی که مرکز متخصص جهانی و مراکز بین‌المللی اعلام میکنند، مشارکت کشور ما در پیشرفت علمی و تولید علم در دنیا بیش از یازده درصد است؛ در حالی که ما یک درصد مردم دنیا هستیم و کشوری که بعد از ما در این منطقه بیشترین نصیب را داشته است، کمتر از شش درصد پیشرفت داشته است. بنابراین پیشرفت کشور در عرصه‌های مختلف بحمدالله خیلی خوب بوده است.  این حرکت شتاب‌آلود و همراه با جدیت و همت، ان‌شاءالله بایستی ادامه پیدا کند.
 آنچه که در عرصه‌ی مجموعه‌ی مسائل کشور انسان مشاهده میکند، که در سال 90 باید ما آن را وجهه‌ی همت خودمان قرار بدهیم، این است که از جمله‌ی اساسی‌ترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابله‌ی با کشور ما، مسائل اقتصادی است. البته در عرصه‌ی فرهنگی هم فعالند، در عرصه‌ی سیاسی هم فعالند، در عرصه‌ی انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصه‌ی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهائی که دشمنان ملت ایران زمینه‌سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربه‌ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواسته‌ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجه‌ای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور، و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
توجه دارید که ما الان در این ساعت داریم وارد سومین سال دهه‌ی پیشرفت و عدالت میشویم. البته هم در زمینه‌ی پیشرفت و هم تا حدود زیادی در زمینه‌ی عدالت کارهای خوبی انجام گرفته است، لیکن حرکت ما باید به نحوی باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت در کشورمان قرار بدهیم. خوشبختانه با این حرکتی که در دنیای اسلام به ‌وجود آمده است، انسان احساس میکند که این دهه به توفیق پروردگار برای منطقه هم دهه‌ی پیشرفت و دهه‌ی عدالت خواهد بود.
امیدواریم خداوند متعال شما ملت عزیز را، شما مسئولان عزیز را، شما جوانان مؤمن و خوش‌روحیه و فعال و بااستعداد را مشمول لطف خود و مشمول ادعیه‌ی زاکیه‌ی حضرت بقية‌الله (ارواحنا فداه) قرار بدهد. یاد شهدای عزیزمان را، یاد امام بزرگوار را گرامی میداریم و امیدواریم خداوند به برکت ارواح طیبه‌ی این بزرگواران ملت ایران را مشمول رحمت و فضل و برکت و رضوان و غفران خود قرار دهد.
 والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم فروردین 1390 توسط ح.دیندوست

بسم الله الرحمن الرحیم

نوای ظلم و بیداد باز هم از غزه به گوش میرسد، هنوز دست بی‏رحم صهیونیست حیات را از مرد و زن و کودک مظلوم فلسطینی صلب کرده‏است، رژیم گستاخ صهیونیستی این جرثومه فساد ستمکاری را به اوج رسانیده است و سازمان ملل به نظاره نشسته‏است. دول عربی سکوت پیشه کرده‏اند و درخواست کمک هم کیشان خود را بی‏پاسخ گذاشته‏اند؛ در حالی که امروز روز دفاع از فلسطین است و دفاع از فلسطین دفاع از اسلام است؛ امروز روز دفاع از انسانیت و آزادگی است؛ امروز روز تحقق آرمان‏ امام راحل است که فرمود "اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود" امروز امام در قید حیات نیست اما از اندیشه و تفکر او هزار سرباز به جا مانده‏است؛ سرباز خمینی به پا خیز، برادرت را به خاک و خون کشیده‏اند. کربلایی دیگر در محرم به پاست غزه را دریاب.

انجمن اسلامی دانشکده شریعتی به تبعیت از بیانات امام و پیشوای خود و در هم‏آوایی با ملت شهیدپرور و جان‏برکف ایران، همبستگی و حمایت خود را از کاروان آسیایی صلح غزه اعلام میدارد.

به امید ظهور منجی و نابودی کامل صهیونیست

------------------------------------------------------------------------------------

فلسطین در نگاه امام خمینی(ره)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 توسط ح.دیندوست

بسم الله الرحمن الرحیم

آن روزی که دانشجویان در مقابل امریکا قد علم کردند و مظلومانه خون هایشان سنگ فرش دانشگاه را رنگین کرد شاید کسی گمان نمی‏برد که روزگاری بیاید که همه بفهمند امریکا شیطان بزرگ است.

روزگاری بیاید که همینه پوشالی لیبرال دموکراسی فروریزد، زمانی که در شرق و غرب عالم همه بفهمند فلسفه درستی پشت این همه جنجال و بزرگ‏نمایی نیست و ذهن‏ها متوجه معارفی گردد که بشر را از این تشنگی دیوانه وار در بیاورد و سعادت ابدی اش را تضمین کند.

روزگاری فرارسد که پیر جماران تفکر مبارزه را به ما بیاموزد و صلای نجات همه ی ملت‏ها را بلند کند. ما می‏دانیم تا شرک و کفر هست مبارزه هست. پس نه از مبارزه خسته می‏شویم نه از دوری عزیرانمان ملول. این را دشمنان ما نیز فهمیده‏اند که جمهوری اسلامی ما، در صدد بیداری همه‏ی ملت و گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان‏خوران است. که اتفاقا دشمنی‏ها هم بر سر همین نقطه است که ما استیلای کسی را بر خود نمی‏پذیریم. ما بنده خداییم و فقط حکمرانی او را می‏پذیریم.

امروز که دانشمندان ما در فتح پی در پی قله‏های علمی هستند و خواب را از چشم آنها گرفته اند باز به جان دانشگاه و دانشگاهیان افتاده‏اند و چون از هیچ حربه ای در مقابل ما نمی‏توانند استفاده کنند، دست به ترور می‏زنند که باز هم شکست را از آن خود کرده‏اند که در مکتب ما خون هر شهید قیمتی‏تر از هزار دُر گران بهاست و ثمراتی می‏آفریند بس بزرگ.

و اما سازمان ملل یک بار دیگر نشان داد که نه سازمان ملت‏ها بلکه سازمانی است برای تحقق اهداف پلید صهیونیست‏ها و کشورهای هم پیمان آنان. و اظهارات شنیع کشور انگلیس که ایران را تهدید به عملیات اطلاعاتی می‏کند خود دلیل قاطعی است بر آلوده بودن دست آنها به خون عزیران ما. از دستگاه دیپلماسی خواستاریم همچنان قاطع و استوار از حقوق ملت مظلوم ما که تنها گناهشان اطاعت از خداست دفاع کنند.

 ما دانشگاهیان و اعضای دفتر تحکیم وحدت  نیز نبود اساتید دانشگاه  و خلاء حضورشان را با تلاش جدی تر و عزم و اراده قوی تر در جهت کسب دانش با امید به وعده‏های نصرت الهی ادامه می‏دهیم. که  ان تنصرالله ینصرکم.

و سلام علی من اتبع الهدی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 توسط ح.دیندوست

بسم الله الرحمن الرحیم

  ولینصرن الله من ینصره، ان الله لقوی عزیز/40 حج

و خدا هر کسی را که یاریش کند یاری می کند و خدا توانا و پیروز است.

 باور سنگینی سایه ظلم، آغاز آن است و شکستنش طلوع فجر. می‏رفت تا تاریکی شب عادت شود و ظلم باور پذیر، دیوارهای به ظاهر بلند لانه مرتفع تر، آنقدر که الگوی دیوارهای غزه شود و مردمانش در اسارت دیوارها زیرگذرهایی برای تأمین قوت و حیات بیابند. به سخره گرفتن تمام ارتفاع دیوار و تمام زنجیرهای پنهانش را تنها جوانان مومن قادرند همانها که پودهای به ظاهر محکم تارهای عنکبوت را می‏گسلند و شکستن عادتهای سخیف را آنان محقق پذیر. همین است که انقلاب دوم معنا می‏یابد در انکار سایه و سنگینی اش. و باور همه آیات قران، که امروز مدعیان دوستی می‏سوزانند با دستهای چدنی که مخملی بر روی آن پوشانده‏اند، تمام میراث دانشجویان پیرو خط امام است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی شریعتی همدلی خود را با دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی اعلام می‏دارد،و ضمن اعلام انزجار از اقدامات امروز آمریکا و سران پنهانش، در انتظار محاکمه عاملان اهانت به قران و سوزاندن آن بوده و روزی را انتظار می کشد که سرهای سرکش ظالمان به تیغ عدل قائمش به خاک افتد. الیس صبح بقریب؟/81 هود/ آیا صبح نزدیک نیست؟
 
والسلام علیکم و رحمه الله

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 توسط ح.دیندوست

 16 اردیبهشت همایشی پیرامون زندگانی عالم جلیل‏القدر آیت‏الله بهجت با عنوان طبیب روحانی در دانشگاه علوم‏پزشکی‏تهران برگزار گردید؛ در این همایش آیت‏الله صدیقی از سخنرانان همایش در مورد آیه 65 سوره کهف ـ که من در پست قبل آیاتی ازین سوره را آورده‏ام ـ توضیحاتی ‏فرمودند که ذکرش درینجا به جاست:

بسم الله الرحمن الرحیم

فَوَجدا عَبداً مِن عِبادِنا ءاتَیناهُ رَحمﺔً من عِندِنا و علّمناهُ من لدنّا علماً (65)

خداوند می‏فرمایند وجدا (یافتند) این نشان‏دهنده این است که خداوند در وجود حضرت موسی طلب و شیدایی قرار‏داده‏بود، عطش قرارداده‏بود و خوشا به حال کسی که خداوند در وجود او عطش قرارداده‏است، ازینکه عطش وجود دارد معلوم است خداوند آبی هم آفریده‏است، اگر امام زمان نبود عطش عدالت و معرفت‏طلبی نبود، خداوند چشمه را هم آفریده‏است و این عطش را هم به بعضی داده‏است. آن کسی که حضرت موسی به دنبال او بود یک آینه تمام معنا بود آینه‏ای که فقط نمایانگر خدا باشد.

عبد کسی‏ست که هیچ ندارد و آیت‏الله بهجت هیچ نداشت؛ بعضی از بزرگان گفتند سرمایه‏دارتر از آیت‏الله بهجت نیافتیم؛ اما من فکر می‏کنم ما فقیرتر و نادارتر از آقای بهجت بعد از امام زمان در عالم نداشتیم؛ افتاده‏ها را بلند می‏کنند، نادارها را دستگیری می‏کنند.

دو نکته مهم در این آیه آمده است؛

اول) رحمتی که خدا به عبدش می‏دهد رحمت بی‏واسطه است.

دوم) علم را خداوند به عبدش می‏دهد.

علم گمشده بشر است اما ممکن است همین علم موجب حجاب شود. آقای بهجت علم را علم نمی‏دید، نمازش را نمار نمی‏دید، علم و تدریس آقای بهجب عبادت بود. ما به نماز خودمان می‏نازیم و مغرور می‏شویم؛ به علم هم مغرور می‏شویم. آقای بهجت وقتی مریض می‏شدند تدریس می‏کردند، تدریس برایشان شفا بود. آقای بهجت در هر حال بندگی خدا را می‏کردند.

در بخش دیگری از همایش شاگرد آیت‏الله بهجت جناب حجت‏الاسلام روحی فرمودند:

آیت‏الله بهجت به اندازه سه کتاب شعر گفته‏اند که در زمان حیاتشان اجازه چاپ آنها را نداده‏اند و حتی اجازه نداده‏اند از این ابیات به نام ایشان استفاده شود؛ یکی از ابیاتی که ایشان خواندند که کاملا فراخور همین مطلب بود این است:

گر تو را باب لقاء‏اش باز شد     یُبصِرُ و یَسمَع بِهی آغاز شد

پایگاه اطلاع‏رسانی آیت‏الله محمد‏تقی بهجت


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 توسط ح.دیندوست

به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

و به یاد آر وقتی که موسی به شاگردش یوشع که وصی و خلیفه او بود گفت: من دست از طلب برندارم تا مجمع البحرین (محل برخورد دو دریا) برسم یا سالها عمر در طلب بگذرانم.(60)

و چون موسی و شاگردش بدان مجمع البحرین رسیدند ماهی (غذای) خود را فراموش کردند و آن ماهی راه به دریا برگرفت و رفت.(61)

پس چون که از آن مکان بگذشتند موسی به شاگردش گفت: چاشت ما را بیاور که ما در این سفر رنج بسیار دیدیم.(62)

وی گفت: درنظر داری آنجا که بر سنگی منزل گرفتیم؟ من آنجا ماهی را فراموش کردم و آن را جز شیطان از یادم نبرد و شگفت آنکه ماهیِ بریان راه دریا گرفت و برفت.(63)

موسی گفت: آنجا همان مقصدی است که ما در طلب آن بودیم، و از آن راهی که آمدند به آنجا برگشتند.(64)

در آنجا بنده‏ای از بندگان خاص ما را یافتند که او را رحمت و لطف خاصی از نزد خود عطا کردیم و هم از نزد خود وی را علم لدنّی و اسرار غیب الهی آموختیم.(65)

موسی به آن شخص دانا (خضر زمان) گفت: آیا من تبعیت و خدمت تو کنم تا از علم لدنّی خود مرا بیاموزی؟(66)

آن عالم پاسخ داد که تو هرگز نمی‏توانی که تحمل اسرار کرده و با من صبر پیشه کنی.(67)

و چگونه صبر توانی کرد بر چیزی که از علم آن آگهی کامل نیافته‏ای؟(68)

موسی گفت: به خواست خدا مرا با صبر و تحمل خواهی یافت و هرگز در هیچ امر با تو مخالفت نخواهم کرد.(69)

آن عالم گفت: پس اگر تابع من شدی دیگر از هر چه من کنم هیچ سوال مکن تا وفتی که من خود تو را از آن راز آگاه سازم.(70)

سپس هر دو با هم برفتند تا وقتی که در کشتی سوار شدند. آن عالم کشتی را بشکست موسی گفت: ای مرد آیا کشتی شکستی تا اهل آن را به دریا غرق کنی؟! بسیار کار منکر و شگفتی به جای آوردی.(71)

گفت: آیا من نگفتم که هرگز ظرفیت و توانایی آنکه با من صبر کنی نداری؟(72)

موسی گفت: این یک بار بر من مگیر که شرط خود را فراموش کردم و مرا تکلیف سخت طاقت فرسا نفرما.(73)

و بازهم روان شدید تا به پسری برخوردند، او پسر را بی گفتگو به قتل رسانید باز موسی گفت: آیا نفس محترمی که کسی را نکشته بود بی گناه کشتی؟ همانا کار بسیار منکر و ناپسندی کردی.(74)

گفت: آیا با تو نگفتم که تو هرگز ظرفیت و مقام آنکه با من صبر کنی نخواهی داشت؟(75)

موسی گفت: اگر بار دیگر از تو مواخذه و اعتراضی کردم از آن به بعد با من ترک صحبت و رفاقت کن که از تقصیر من عذر موجه بر متارکه دوستی به دست خواهی داشت.(76)

با با هم روان شدند تا وارد بر شهری شدند و از آن شهر طعام خواستند مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا کردند آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا در نزدیکی دروازه آن شهر به دیواری که نزدیک به انهدام بود رسیدند و آن عالم به استحکام و تعمیر آن پرداخت. باز موسی گفت: روا بود که بر این کار اجرتی می‏گرفتی.(77)

آن عالم گفت: این سه بار کم ظرفی و بی صبری و اعتراض عذر مفارقت بین من و توست، من همین ساعت تو را بر اسرار کارهایم که بر فهم آن صبر و ظرفیت نداشتی آگاه می‏سازم.(78)

اما آن کشتی صاحبش خانواده فقیری بود که در دریا کار می‏کردند و از آن کشتی کسب و ارتزاق می‏نمودند خواستم چون کشتی‏های بی عیب را پادشاه در سر راه به غصب می گرفت این کشتی را ناقص کنم تا برای آن فقیران باقی بماند.(79)

و اما آن پسر کافر بود و پدر و مادر او مومن بودند، از آن باک داشتیم که آن پسر آنها را به خوی کفر و طغیان خود درآورد.(80)

خواستیم تا به جای او خدایشان فرزندی بهتر و صالح‏تر و مهذبتر و نزدیکتر به ارحام‏پرستی به آن پدر و مادر بخشد.(81)

و اما آن دیوار از آنِ دو طفل یتیمی در آن شهر بود که پدری صالح داشتند و زیر آن گنجی برای آن دو نهفته بود، خدایت خواست تا به لطف خود آن اطفال به حد رشد رسند و خودشان گنج را استخراج کنند و من این کارها نه از پیش خود بلکه به امر خدا کردم این است مآل و باطن کارهایی که تو طاقت و ظرفیت بر انجام آن نداشتی.(82)

آیاتی از سوره کهف جزء 15


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 توسط ح.دیندوست
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  

دريافت كد در بهاربيست

آمار سایت